<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نیوار</title>
    <link>https://nivar.irimo.ir/</link>
    <description>نیوار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارائه چارچوب تلفیقی اینترنت اشیاء- هوش مصنوعی- متاورس به‌منظور تغییر شیوه حکمرانی آب در ایران</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_221885.html</link>
      <description>مدیریت منابع آب با چالش‌های فزاینده‌ای از جمله تغییرات اقلیمی، افزایش تقاضا، محدودیت منابع و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی سنتی مواجه است. از این رو، هوشمندسازی الگوهای مدیریتی و بهره‌برداری در راستای دستیابی به بهره‌برداری پایدار و حفظ منابع آبی بیش از پیش احساس می‌شود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه یک چارچوب تلفیقی نوین، از ترکیب فناوری‌های هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و متاورس برای بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری، افزایش کارایی و ارتقای تاب‌آوری نظام حکمرانی آب بهره می‌برد. برخلاف پژوهش‌های پیشین که هر یک به‌صورت جداگانه به فناوری‌های نوین در مدیریت منابع آب پرداخته‌اند، این مطالعه با ارائه یک چارچوب تلفیقی، هم‌افزایی میان هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و متاورس را برای ارتقای حکمرانی آب بررسی می‌کند. نیل به هدف فوق با تغییر شیوه حکمرانی از حکومت محور- ارزش محور به جامعه محور- نتیجه محور در نتیجه بهره‌گیری از ابزارهای نوین پیش‌بینی و عینیت‌بخشی و همچنین مشارکت آحاد جامعه امکان‌پذیر است. برای دستیابی به هدف مذکور، این پژوهش با مرور مطالعات صورت گرفته و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای انجام شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که بهره‌گیری از این رویکرد می‌تواند به بهبود شفافیت، افزایش کارایی سیستم‌های توزیع، کاهش هدررفت منابع و ارتقای توان تطبیقی در شرایط عدم قطعیت منجر شود. بااین‌حال، اجرایی‌سازی این چارچوب مستلزم توسعه زیرساخت‌های ارتباطی، تدوین چارچوب‌های قانونی مناسب، تضمین امنیت و حریم خصوصی داده‌ها و ارتقای ظرفیت‌های مدیریتی و فنی در نهادهای مرتبط است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تغییرات زمانی و مکانی بارش‌های حدی در محدوده دریاچه ارومیه طی دهه اخیر</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_231350.html</link>
      <description>تحلیل تغییرات زمانی و مکانی بارش حدی به ‌منظور افزایش انعطاف پذیری سیستم‌های اجتماعی- اکولوژیکی و زیرساخت‌های آن‌ها تحت تاثیر تغییرات اقلیمی و همچنین به دلیل افزایش احتمالی بارش‌های سنگین، خشکسالی و رخداد طوفان‌های تابستانی دارای اهمیت زیادی است. لذا، در این پژوهش به بررسی تغییرات زمانی و مکانی بارش‌های حدی (بیش از ۱۰ و ۲۰ میلیمتر) ایستگاه های هواشناسی واقع در محدوده دریاچه ارومیه طی دهه اخیر (۲۰۱۵ الی ۲۰۲۴) پرداخته شد. بدین منظور، ابتدا با استفاده از آزمون‌های من-کندال اصلاح شده، تخمینگر شیب سن و شیب رگرسیون بصورت آماری و گرافیکی تغییرات زمانی سری‌های بارش در ۱۷ ایستگاه هواشناسی پیرامون دریاچه ارومیه بررسی شد. سپس، از طریق تحلیل یافته های مراحل قبلی تلاش شد تا آماره‌های مکانی با تعمیم به محدوده شهرستان‌های حاشیه اطراف دریاچه ارومیه نمایش داده شود. توزیع مکانی بارش‌های حدی نشان داد که طی یک دهه گذشته بیشترین فراوانی بارش‌های حدی در جنوب‌غرب دریاچه ارومیه و در شهرستان‌های اشنویه، پیرانشهر و مهاباد مشاهده شده است. برعکس، نتایج نشان دهنده کمترین فراوانی بارش‌های حدی نیز در محدوده شرق و شمال‌شرق دریاچه ارومیه و شهرستان‌های شبستر، تبریز سهند ، آذرشهر و عجب شیر می باشد. نتایج نهایی در سری‌های زمانی نیز نشان دهنده تغییرات افزایشی در روند بارش‌های حدی در بیشتر ایستگاه‌های مورد مطالعه است. بیشترین تغییرات بر اساس آماره من کندال و شیب سن مربوط ایستگاه‌های ملکان و اشنویه به ترتیب با شیب سن برابر با ۴۴/۰ و ۳۳/۰ است. در مجموع، با توجه به توزیع مکانی می‌توان تغییرات بارش‌های حدی در محدوده دریاچه ارومیه را در سه گروه کلی با روند افزایشی معنی‌دار (جنوب و جنوب‌غرب دریاچه)، افزایشی غیرمعنی‌دار (شمال و جنوب‌شرق دریاچه) و کاهشی غیرمعنی-داری (شرق دریاچه) طبقه‌بندی نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مدل LARS-WG و SDSM در بررسی اثرات تغییر اقلیم بر متغیرهای اقلیمی در جنوب استان کرمان</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_221882.html</link>
      <description>هدف این تحقیق ارزیابی مدل‌های LARS-WG و SDSM در روند نمایه‌های حدی بارش و دما و اثر آن بر روی تغییر اقلیم در جنوب استان کرمان در بازه‌ی زمانی 1991 تا 2021 می‌باشد. در این پژوهش داده‌های حدی بارش و دما با استفاده از مدل SDSM و مدل LARS-WG ریزمقیاس شده و با در نظر گرفتن سناریوهای A1 و B2 و چهار سناریو RCP2.6, RCP4.5, RCP6, RCP8.5 تغییر اقلیم برای دوره‌های آینده منطقه مورد نظر، مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که بیشینه دمای هوا در ایستگاه‌های کهنوج و جیرفت از تابستان (ژوئن و ژوئیه) به پاییز (سپتامبر و اکتبر) منتقل شده است. علاوه بر این، مدل‌های پیش‌نگری، کاهش دمای آینده نسبت به دوره مشاهداتی را نشان می‌دهند، همچنین نتایج مدل‌های پیش‌نگری نشان داد که پایین‌بودن پارامترهای آماری خطا سنجی مدل LARS-WG در بررسی روند بارش و دمای کمینه عملکرد بسیار بهتری از مدل SDSM ارائه می‌دهد. در بررسی روند بیشینه دما مدل SDSM نتایج بهتری نسبت به مدلLARS-WG نشان داده‌است. برای نتایج پیش‌نگری روند کلی تغییرات دما در هر دو مدل و هر دو سناریو A1 و B2 حاکی از افزایش کلی دما در تمامی ایستگاه‌های مورد مطالعه نسبت به دوره پایه است. همچنین روند کلی تغییرات بارش در مدل SDSM در سناریو A1 با افزایش 12.8 میلی‌متر و در سناریو B2 با افزایش 12.9 میلی‌متر و در مدل LARS-WG کاهش بارش در تمامی ایستگاه‌های مورد مطالعه نسبت به دوره پایه بوده است. همچنین از چهار سناریو استفاده شده برای هر دو مدل، کاهش بارش برای تمام ایستگاه‌ها به‌جز در سناریو RCP2.6 افزایش را پیش-نگری کرده‌است. در نتیجه کلی برای بررسی بارش مدل LARS-WG و برای دما مدل SDSM نتایج بهتری ارائه می‌دهند. همچنین نتایج کاهش بارندگی و افزایش دمای حدی در جنوب استان و روند کاهشی به‌ویژه در میزان بارندگی سالانه این منطقه را نشان دادند. در نتیجه رویداد خشکسالی‌های پیاپی در این منطقه را می‌توان به روند کاهشی بارش و افزایش دما و تا حدودی تغییر اقلیم نسبت داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطابقت مدل‌سازی پیش‌سازهای آلاینده ازن در شهر تهران به‌وسیله مدل WRF-Chem با داده‌های ماهواره‌ای</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_234017.html</link>
      <description>امروزه با رشد روزافزون جمعیت، نوع حمل ‌و نقل و پیشرفت صنابع، آلودگی هوا به یکی از معضلات اصلی استان تهران تبدیل‌شده است. آلاینده ازن به عنوان آلاینده ثانویه، رابطه مستقیمی با پارامترهای هواشناسی از جمله تابش و دما دارد و پیشسازهای آن دارد. مهمترین پیش‌سازها این آلاینده خطرناک شامل آلاینده‌های CO، NO2 و VOC هستند. در این مقاله این سه آلاینده پیشساز به‌وسیله مدل عددی WRF-Chem برای دو روز با بیشینه غلظت ازن مدل‌سازی گردید. به منظور اعتبار سنجی نتایج مدل از داده‌های سنجنده تروپومی ماهواره sentinel-5p استفاده گردید.نتایج مدل‌سازی نشان داد که در هر دو روز پارامتر دما دارای همبستگی بالای 97 درصد است. همچنین تجمع آلاینده CO در  شهر تهران و تجمع آلاینده NO2 علاوه بر شهر تهران در بخش جنوب شرقی استان تهران نیز دیده می‌شود. در حالی که تجمع آلاینده VOC بیشتر در ناحیه شمال شرق استان است. به طورکلی بین نتایج شبیه‌سازی مدل و داده‌های ماهواره‌ای برای نقاط کانونی هر سه آلاینده پیشساز CO، NO2 و VOC همبستگی بالایی وجود دارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات ماهانه پارامترهای فیزیکی و ساختارهای پخش دوگانه در خلیج فارس و تنگه هرمز</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_235256.html</link>
      <description>شرایط آب و هوایی و تبادل لایه‌ای ترموهالین میان دو حوضه آبی در مناطقی مانند تنگه هرمز می تواند شرایط لازم را برای تشکیل ساختار های وابسته به تغییرات قائم دما و شوری فراهم کند. یکی از ساختارهای ناشی از گرادیان قائم چگالی فرآیند پخش دوگانه نام دارد که بر اساس نقش مولفه‌های دما و شوری می تواند به صورت انگشتان نمکی و یا همرفت پخش رخ دهد. بر این اساس در این مطالعه تلاش شده است تا با اجرای مدل عددی هایکام (HYCOM) با 41 لایه ایزوپیکنال، 14 لایه سیگما و با وضوح 50/1 (02/0) درجه، تغییرات ماهانه پارامترهای فیزیکی دما و شوری در خلیج فارس و تنگه هرمز و ساختارهای پخش دوگانه در مسیر تبادل جریان در غرب تنگه هرمز مورد بررسی قرار گیرد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که شرایط برای هر دو ساختار پخش دوگانه در اسفند ماه (مارس) نا مساعد بوده اما در فروردین (آپریل) انگشتان نمکی در سطح تقویت می شوند. افزایش دما و شوری ناشی از تبخیر در اواخر تابستان، همواره شرایط را برای شکل گیری توده گرم و شور و ریزش انگشتان نمکی فراهم می کند اما این ساختارهای نمکی بیشتر در محدوده ساختارهای ضعیف هستند و با افزایش جریان خروجی و نقش آن در چینه بندی توده آب در غرب تنگه، ساختارهای نمکی عمیق تر می شود. با افزایش شوری در پاییز، انگشتان نمکی در سطح تقویت شده و چند ساختار نمکی قوی در سطح و در شمال و جنوب مقطع غربی تنگه هرمز تشکیل می شوند. اما بتدریج با کاهش دما و شوری شرایط برای همرفت پخش مساعد می شود، بطوریکه در آذر ماه (دسامبر)، کاهش قابل توجه دما در غرب تنگه در محدوده 56 درجه شرقی، شرایط را برای شکل گیری همرفت پخش گسترده فراهم می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط لکه‌های خورشیدی با بارش سالانه منطقه خراسان طی دوره (2018-1986)</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_234841.html</link>
      <description>سامانه عظیم گردش عمومی جو که سازنده اقلیم‌های جهانی و منطقه‌ای می‌باشد. انرژی مورد نیاز خود را از انرژی خروجی از خورشید تامین می‌کند. از طرفی روند زمانی مقدار انرژی خروجی از خورشید ثابت و یکنواخت نیست. بلکه تابع چرخه‌های نسبتا منظمی می‌باشد، که به فعل و انفعالات فتوشیمیایی خورشید بستگی دارد. تغییرات این انرژی با ظهور لکه‌های خورشیدی بر روی جو خورشید در ارتباط است. در این تحقیق ارتباط مقادیر بارش سالانه ایستگاه‌های سینوپتیک استان خراسان بزرگ با نوسانات تعداد لکه‌های خورشیدی در سه چرخه‌ی اخیر با روش رگرسیون سینوسی و مقابله مستقیم مقایسه شده است با استفاده از رابطه بین مجموع بارش سالانه با تعداد لکه‌های خورشیدی با مقایسه منحنی‌های سینوسی و میانگین یازده ساله بارش. نتیجه این تحقیق نشان داد که در دو چرخه 22و۲۳ که شرایط نرمال چرخه‌ها را دارا بوده اند، در دو بازه زمانی بارش‌ها فراتر از متوسط بارش چرخه خود بوده اند. بازه اول در دو سال اول و دو سال انتهایی چرخه رخ داده است. در این دو مقطع بارش‌ها در اکثر ایستگاه‌ها مقادیر بالاتر از میانگین را تجربه کرده اند.این پدیده بخصوص در ایستگاه‌های شمالی‌تر به شکل بارزتری نمایان می‌شود. بر عکس در سال‌های بین اوج و حضیض تعداد لکه‌ها‌ی بارش‌ها عموما کاهشی بوده و زیر متوسط بارش چرخه قرار میگیرند. ولی در چرخه سوم یا ۲۴ که یک چرخه کاملاً استثنایی در صد سال اخیر می‌باشد. به طوری که کمترین تعداد لکه‌های خورشیدی چه در دوره اوج و چه در دوره حضیض ثبت شده است. افزایش بارش‌ها به شرایط فرا نرمال در ابتدا و انتهای چرخه رخ داده ولی در میانه چرخه بارش‌ها در اکثر ایستگاه‌ها زیر میانگین چرخه قرار داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراوانی و شدت رودخانه‌های جوی و ارتباط آنها با بارش در ایران</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_233536.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی و افزایش دمای جهانی سبب تشدید پدیده‌های حدی نظیر بارش‌های سنگین و خشکسالی‌های شدید شده است. به صورتی که افزایش احتمال رخداد این پدیده‌ها، چالش‌های شدیدی برای مدیریت آنها ایجاد کرده است. رودخانه‌های جوی به‌عنوان یکی از عوامل اصلی در بارش‌های شدید و وقوع سیلاب‌ها شناخته می‌شوند که نقش مهمی در هیدرولوژی محلی و جهانی دارند و به شکل رشته‌های باریک و بلند بخار آب را از منابع مرطوب گرمسیری به عرض‌های میانی انتقال می‌دهند. در این مطالعه، رودخانه‌های جوی بر اساس حمل و نقل بخار یکپارچه(IVT) با بهره‌گیری از داده‌های بازتحلیل ERA5، طی هفت ماه از سال (نوامبر تا می) در بازه زمانی ۱۹۸۳ تا ۲۰۲۰ با اعمال مقدار آستانه و معیارهای هندسی شناسایی شد و سپس تأثیر این پدیده در شدت‌های مختلف به صورت ماهانه بر بارش کشور بررسی گردید. در ادامه تغییرات فراوانی این پدیده در دوره‌های ترسالی و خشکسالی نیز مطالعه شد. نتایج نشان داد که بیشترین فراوانی وقوع این پدیده در ماه مارس و کمترین آن در ماه می سپس در ماه نوامبر رخ می‌دهد. همچنین، شدیدترین رودخانه‌های جوی در ماه‌های ژانویه، فوریه و مارس رخ داده اند، در حالی که ضعیف‌ترین آن‌ها عمدتاً در می و نوامبر ظاهر شدند. تحلیل بارش ناشی از رودخانه‌های جوی نیز حاکی از آن است که بیشترین تأثیر رودخانه‌های جوی بر بارش در ماه دسامبر اتفاق می‌افتد و ویژگی‌هایی مانند طول دوره رخداد (بین ۱ تا ۵ روز) و فراوانی وقوع نیز نقش مؤثری در میزان بارش ماهانه دارند. تحلیل رودخانه‌های جوی در سال‌های مختلف بر اساس شاخص نیچه نشان داد که در سال‌های تر، تمامی رخدادها در دسته‌های شدید و خیلی شدید قرار دارند (به ترتیب ۴۰ و ۶۰ درصد). در سال‌های نرمال، حدود ۷۵٪ رخدادها در گروه شدید بوده و در سال‌های خشک، بیشترین رخدادها (۴۰٪) در دسته با شدت متوسط قرار گرفته‌اند. این نتایج اهمیت رودخانه‌های جوی را در الگوهای فصلی بارش و مدیریت منابع آب در ایران نشان می دهد و در پیش‌بینی و مدیریت سیلاب نقش موثری ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد طرحواره‌های فیزیکی مختلف مدل WRF در پیش‌بینی بارش با مشاهدات ژئودزی و ایستگاه‌های همدیدی در شمال و شمال غرب ایران</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_233307.html</link>
      <description>مدل‌سازی دقیق بارش در مناطق شهری و کوهستانی به‌دلیل نقش کلیدی آن در مدیریت منابع آب و کاهش خسارات ناشی از رخدادهای حدی، اهمیت فراوانی در هواشناسی و علوم جوی دارد. در این پژوهش، عملکرد مدل عددی WRF با هفت طرحواره فیزیکی مختلف در شبیه‌سازی بارش‌های نیمه دوم سال ۲۰۲۲ برای ایستگاه‌های منتخب در شمال و شمال‌غرب ایران ارزیابی شد. داده‌های مورد استفاده شامل بارش ثبت‌شده در ایستگاه‌های همدیدی و بخار آب بارش‌شو (PWV) استخراج‌شده از ایستگاه‌های دائمی سامانه‌های ماهواره‌ای ناوبری جهانی (GNSS) کشور بود. پس از کنترل کیفیت داده‌ها، مقایسه‌ها با استفاده از شاخص‌های آماری شامل ضریب همبستگی اسپیرمن (&amp;amp;rho;ₛ)، ریشه میانگین مربعات خطای نسبی (nRMSE) و میانگین قدر مطلق خطای نسبی (nMAE) انجام شد. نتایج نشان داد مدل WRF قادر است الگوی زمانی وقوع بارش را در اغلب ایستگاه‌ها بازتولید کند، هرچند در برآورد شدت بارش اختلاف‌هایی مشاهده شد. ضریب همبستگی اسپیرمن بین بارش شبیه‌سازی‌شده و مشاهدات در بازۀ ۰٫۲۶ تا ۰٫۷۱ به‌دست آمد، در حالی‌که مقادیر nRMSE و nMAE به‌ترتیب بین ۵۰ تا ۱۴۵ درصد و ۵۰ تا ۹۰ درصد متغیر بودند. بررسی همبستگی بین PWV و بارش نیز نشان داد که این دو پارامتر در بیشتر ایستگاه‌ها همبستگی مثبت و معناداری دارند (۰٫۶۳ تا ۰٫۹۵). ایستگاه‌های ALKH، AZUI، OIII و OIIP بالاترین میزان انطباق را نشان دادند. بر اساس تحلیل‌های تلفیقی، طرحوارۀ شماره ۵ بالاترین میانگین همبستگی را با داده‌های مشاهده‌ای و PWV داشته است، هرچند بازه‌های اطمینان 95% طرحواره‌های ۳ و ۴ با آن همپوشانی داشته و برتری آماری آن در سطح ۰٫۰۵ قطعی نیست. این یافته‌ها بیانگر آن است که انتخاب طرحواره فیزیکی مناسب مدل WRF و بهره‌گیری هم‌زمان از داده‌های GNSS و ایستگاه‌های همدیدی می‌تواند دقت پیش‌بینی بارش را به‌طور چشمگیری افزایش داده و در بهبود سامانه‌های هشدار سیل و مدیریت منابع آب مؤثر واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آشکارسازی تغییرات اقلیمی طی نیم‌قرن گذشته در محدوده تعدادی از ایستگاه‌های سینوپتیک کشور</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_232514.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از چالش‌های اساسی زیست‌محیطی در جهان، به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک، از جمله ایران، مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش، با هدف ارزیابی وضعیت تغییرات اقلیم کشور طی نیم‌قرن گذشته، از چهار روش معتبر تعیین اقلیم شامل، دومارتن، ایوانف، سلیانینوف و آمبرژه، استفاده شده است. داده‌های اقلیمی ۳۶ ایستگاه هواشناسی در دو بازه زمانی متمایز شامل: گذشته دور (۱۹96&amp;amp;ndash;۱۹72) و گذشته نزدیک (۲۰۲۱&amp;amp;ndash;۱۹۹۷) تحلیل شدند تا تغییرات احتمالی در نوع اقلیم مناطق مختلف کشور شناسایی گردد. نتایج حاکی از آن است که در بیشتر ایستگاه‌ها، هم‌زمان با افزایش دما و کاهش بارش، وضعیت اقلیمی به سمت شرایط خشک‌تر و گرم‌تر تغییر پیدا کرده است. این تغییرات به‌ویژه در شهرهایی همچون تربت حیدریه، مشهد، گرگان، سنندج و فسا به طور واضحی مشهود بوده و در تحلیل‌های انجام‌شده با چهار روش معتبر طبقه‌بندی اقلیم نیز مورد تأیید قرار گرفته‌اند. هم‌چنین در ایستگاه‌های مناطق مرطوب مانند بابلسر، رامسر و بندر انزلی نیز نتایج نشان‌دهنده روندی کاهشی در رطوبت محیط است. تغییر نوع اقلیم از نیمه‌خشک به خشک و حتی بیابانی معتدل در برخی ایستگاه‌ها، نشان‌دهنده گسترش وسعت مناطق خشک و بیابانی در کشور است. یافته‌های این پزوهش هم نشان می‌دهد که کشور ایران به طور فزاینده‌ای در معرض گرمایش و خشکی اقلیمی قرار دارد. با توجه به این نتایج، بازنگری اساسی در برنامه‌ریزی‌های مدیریت منابع آب و الگوهای کشاورزی برای کاهش آسیب‌پذیری کشور در برابر تغییرات اقلیمی و سازگاری با تغییرات اقلیمی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نوسانات فضایی و زمانی نشست خشک و مرطوب ذرات معلق خاکزاد بر خلیج فارس و دریای عمان</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_242121.html</link>
      <description>گرد وخاک یکی از مهم‌ترین آلاینده‌های جوّی در منطقه غرب آسیاست که اثرات قابل توجهی بر کیفیت هوا، سلامت انسان، زیست بوم های دریایی و خشکی دارد. دراین پژوهش به تحلیل نوسانات فضایی-مکانی شار نشست خشک و مرطوب ذرات معلق خاکزاد (Dust Deposition )در حوضه خلیج فارس و دریای عمان (مکران) طی یک دوره ده ساله (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳) با بهره گیری از داده های بازتحلیل MERRA-2و CAMSپرداخته می شود. هدف اصلی ضمن شناسایی نقاط بحرانی،تعیین الگوهای زمانی ( ماهانه، فصلی و بلندمدت) و تحلیل مقیاس انواع نشست روی منطقه است و سپس عملکرد هر مجموعه داده، در خلیج فارس دریای عمان(مکران). مقایسه. می شود. نتایج نشان داد از بحرانی ترین نقاط نشست خشک سواحل غربی و شمال غربی خلیج فارس با میانگین سالانه حدود 5/2 تن بر کیلومترمربع که متاثر از نزدیکی به منابع گرد وخاک و فرآیندهای فصلی است. همچنین اوج نشست خشک در فصول گرم سال (اواخر بهار و تابستان) و در ماه جولای روزانه به میزان 22/46 میکروگرم برمترمربع اتفاق می‌افتد. نشست مرطوب نیز در نواحی دارای بارش بیشتر، غالب است، از جمله سواحل شمال غربی خلیج فارس و شرق دریای عمان با میانگین سالانه حدود 2/4 تن بر کیلومترمربع و بیشینه آن در ماه فوریه روزانه به میزان 24/95 میکروگرم برمترمربع و برای شمال خلیج فارس رخ می دهد. همچنین نتایح تحلیل همبستگی عوامل هواشناسی در منطقه نشان داد که نشست خشک همبستگی بالاتری با سرعت باد سطحی(0/234=R) و نشست مرطوب ارتباط قوی تری با بارندگی(0/445=R) دارد. این یافته ها در مدیریت کیفیت هوا و ارزیابی پیامدهای زیست محیطی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش گردش هادلی در تغییرات شار انرژی ایستای مرطوب در دوره آماری 2025-1980</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_246070.html</link>
      <description>سلول هادلی یک سلول همرفتی بزرگ مقیاس است که از یک شاخه صعودی در منطقه استوایی و یک شاخه نزولی در مناطق جنب‌حاره هر دو نیمکره تشکیل شده است و انتقال انرژی، تکانه و رطوبت نسبی بین مناطق گرمسیری استوایی و عرض‌های جغرافیایی بالاتر را در هر دو نیمکره شمالی و جنوبی به عهده دارد. در این پژوهش از داده‌های روزانه دما، ارتفاع، نم‌ویژه و مولفه نصف‌النهاری بردار باد در هشت تراز فشاری استاندارد از 1000 تا 300 هکتوپاسکال روی یک شبکه منظم دو بعدی که نیمکره شمالی و جنوبی را در بر می‌گیرد، استفاده شد. این داده‌ها از بایگانی مرکز ملی پیش‌بینی محیطی و پژوهش‌های جوی آمریکا گرفته شد و در دوره آماری 2025-1980، ابتدا میانگین انرژی ایستای مرطوب، محاسبه شد و سپس بخش مربوط به گردش میانگین نصف‌النهاری این کمیت برآورد و نقش سلول هادلی در انتقال انرژی ایستای مرطوب تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بخشی از انرژی ایستای مرطوب است که بوسیله گردش میانگین نصف‌النهاری به مناطق مختلف انتقال یافته است، در دو فصل سرد و گرم هر دو نیمکره به ترازهای زیر 700 هکتوپاسکال محدود شده است و مقادیر شار انرژی ایستای مرطوب توسط سلول هادلی در ماه‌های سرد دو نیمکره شمالی و جنوبی در مناطق حاره شمالی و جنوبی، به ترتیب مثبت و منفی است و بیانگر انتقال قطب‌سو در این بخش از هر دو نیمکره می‌باشد. در این ماه‌ها که زاویه میل خورشیدی در نیمکره زمستانی منفی است و کمربند همگرایی درون حاره‌ای در نیمکره تابستانی قرار گرفته است، انتقال انرژی ایستای مرطوب توسط سلول هادلی از استوای نیمکره تابستانی به سوی استوای نیمکره زمستانی می‌باشد. در این فرایند، در زمستان نیمکره شمالی وجود جریان‌های جنوبی سبب می‌شود تا انرژی ایستای مرطوب از مناطق حاره جنوبی به مناطق حاره شمالی منتقل گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست الگوریتم‌های AR و VR فناوری متاورس به منظور اصلاح شکاف ساختاری در مدیریت یکپارچه منابع آب ایران</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_233538.html</link>
      <description>نظام حکمرانی منابع آب در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه و نیمه‌توسعه‌یافته تاکنون در رسیدن به اهداف خود با چالش‌های جدی مواجه بوده است. افزایش بهره‌وری و توسعه اقتصادی، در کنار نبود همکاری و هماهنگی لازم میان بهره‌برداران مختلف در حوزه‌های آبخیز و آبخوان‌های مشترک، موجب شده تصمیم‌گیری‌های محیط‌زیستی و مدیریتی به صورت بهینه صورت نگیرد. بسیاری از کشورها دیگر تنها با کمبود فیزیکی منابع آبی روبه‌رو نیستند، بلکه ضعف در حکمرانی و مدیریت نادرست منابع، سبب شکل‌گیری منازعات پیچیده و کاهش کارایی در استفاده از این منابع حیاتی شده است. از این رو، توسعه پارادایم‌ها و رویکردهای نوین حکمرانی آب به یک ضرورت اساسی تبدیل شده است. در این مسیر، فناوری‌های نوین اطلاعات و ارتباطات به‌ویژه واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) به عنوان ابزارهای کلیدی در بهبود نظام‌های حکمرانی آب شناخته شده‌اند. این فناوری‌ها امکان ایجاد محیط‌های تعاملی و شبیه‌سازی شده را فراهم می‌کنند که علاوه بر ارتقای آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی، به مدیران و سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا تصمیم‌های دقیق‌تر، سریع‌تر و مبتنی بر داده‌های واقعی اتخاذ کنند. به‌علاوه، فناوری متاورس با قابلیت ایجاد فضاهای مجازی گسترده و مشارکتی، می‌تواند نظام‌های حکمرانی را هوشمندسازی کرده و امکان تعامل و مشارکت اجتماعی بیشتر شهروندان در تمام سطوح مدیریتی را فراهم آورد. این پژوهش به تحلیل کاربردهای فناوری‌های واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در حکمرانی منابع آب می‌پردازد و نقش آن‌ها را در افزایش شفافیت، بهبود پایش و مدیریت پایدار منابع آبی بررسی می‌کند. نمونه‌های موفق استفاده از این فناوری‌ها در آموزش‌های تخصصی، پایش میدانی و فرآیندهای تصمیم‌گیری معرفی شده و مزایای آن‌ها از جمله کاهش هزینه‌ها، افزایش دقت و سرعت انجام فعالیت‌ها مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که ادغام فناوری‌های نوین در نظام حکمرانی آب، ضمن افزایش بهره‌وری و کاهش مخاطرات، می‌تواند به کاهش منازعات ناشی از رویکردهای سنتی و سلسله‌مراتبی کمک کند و زمینه‌ساز توسعه پایدار در بخش منابع آب شود. بنابراین، این مطالعه چارچوبی برای بهره‌گیری هدفمند از VRو AR در مدیریت منابع آب ارائه می‌دهد که می‌تواند به بهبود عملکرد کلی نظام حکمرانی و ارتقای مشارکت اجتماعی در این حوزه حیاتی منجر گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش نیروگاه نکا در انتشار آلاینده‌های جوی با استفاده از داده‌های سنجش از دور</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_234023.html</link>
      <description>آلودگی هوا به‌عنوان یکی از جدی‌ترین معضلات زیست‌محیطی عصر حاضر، اثرات نامطلوبی بر سلامت انسان، اکوسیستم‌ها و اقلیم دارد. یکی از منابع اصلی تولید آلاینده‌های جوی، نیروگاه‌های حرارتی هستند که بسته به نوع سوخت مصرفی، نقش بسزایی در انتشار گازها و ذرات معلق دارند. در این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر نوع سوخت مصرفی نیروگاه نکا بر میزان انتشار آلاینده‌های جوی، داده‌های ماهواره‌ای سنتینل-۵ و مودیس در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ تحلیل شد. تغییرات مکانی و زمانی آلاینده‌های SO₂، NO₂، CO، O₃ و AOD در سه سناریوی عملکردی سوخت شامل گاز طبیعی، مازوت و ترکیبی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که مصرف گاز طبیعی، علی‌رغم افزایش نسبی CO و O₃ ناشی از احتراق ناقص و واکنش‌های فتوشیمیایی، منجر به کاهش قابل توجه در انتشار SO₂ و AOD نسبت به مصرف مازوت شده است. در مقابل، مصرف مازوت با افزایش چشمگیر غلظت SO₂ و گسترش آلودگی تا شعاع ۶۵ کیلومتری در شرق و ۱۵ کیلومتری در جنوب همراه بوده است. الگوهای فصلی نیز حاکی از اوج‌گیری غلظت O₃ در زمستان، CO در ماه‌های اسفند و مرداد، و AOD در ماه‌های گرم سال است. تکرار این الگوها طی پنج سال اخیر، نشان‌دهنده‌ی تأثیر توأمان نوع سوخت، شرایط اقلیمی و الگوهای مصرف انرژی بر میزان آلودگی است. نتایج این مطالعه بر ضرورت تدوین سیاست‌های کنترلی مبتنی بر استفاده از سوخت‌های پاک‌تر، به‌کارگیری فناوری‌های نوین احتراقی و بهره‌گیری از سامانه‌های پایش ماهواره‌ای در مدیریت بهینه آلودگی هوا تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگویابی و واکاوی همدیدی بارش‌های سنگین فصل سرد شمال غرب ایران</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_234840.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف شناسایی الگوهای مولد بارش سنگین در فصل سرد منطقه شمال غرب ایران انجام شده است. برای این منظور، داده‌های بارش روزانه ۱۹ ایستگاه هواشناسی همدیدی منتخب در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ از سازمان هواشناسی ایران و داده‌های جو بالا برای فراسنج‌های مؤثر در وقوع بارش سنگین شامل باد مداری، باد نصف‌النهاری، رطوبت ویژه، امگا، فشار سطح دریا و ارتفاع ژئوپتانسیل از پایگاه ملی اقیانوسی و جوی آمریکا (NOAA) دریافت گردید. با استفاده از رویکرد محیطی به گردشی و آستانه صدک ۹۹ درصد همراه با شرط گستره مکانی 30 درصد، رخدادهای بارش سنگین استخراج و سپس با تحلیل عاملی و خوشه‌ای، عامل‌های اصلی و الگوهای همدیدی تعیین شدند. بر اساس نتایج، ۱۶ رخداد بارش سنگین در منطقه شناسایی و سه الگوی اصلی استخراج شد که در این میان، الگوی شماره دو (ادغام سامانه‌های سودانی، مدیترانه‌ای و ایسلندی) به‌عنوان الگوی غالب شناخته شد. بیشینه بارش سنگین در هر سه الگو در جنوب غربی منطقه مورد مطالعه به‌ویژه در ایستگاه‌های پیرانشهر و سردشت، رخ داده است. نتایج همچنین نشان داد که مهم‌ترین منبع تأمین‌کننده رطوبت بارش‌های سنگین شمال غرب ایران، دریای مدیترانه بوده است. در سطوح زیرین، میانی و فوقانی وردسپهر، به‌ترتیب سامانه‌های جبهه زمینی، بندالی و رودباد نقش کلیدی در شکل‌گیری رخدادهای بارش سنگین داشته‌اند. در مجموع، یافته‌ها حاکی از ماهیت کاملاً دینامیکی این بارش‌ها و تأثیر هم‌زمان سامانه‌های بزرگ‌مقیاس در ایجاد آن‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تغییرات الگوهای زمانی تنش گرمایی بر ذرت علوفه‌ای در ایران تحت سناریوهای اقلیمی آینده</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_237104.html</link>
      <description>چکیدهدر سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی منجر به افزایش وقوع تنش‌های گرمایی و تهدید پایداری سیستم‌های کشاورزی شده است. با توجه به حساسیت بالای ذرت علوفه‌ای به‌عنوان یکی از نهاده‌های کلیدی دامی نسبت به دماهای بیشینه، بنابراین الگوهای زمانی تنش گرمایی (شامل فراوانی، شدت و مدت) می‌تواند به شدت تحت تأثیر گرمایش جهانی قرار گیرد. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات الگوهای زمانی تنش گرمایی وارد بر ذرت علوفه‌ای تحت سناریوهای SSP2-4.5 و SSP5-8.5 از گزارش ششم تغییر اقلیم به انجام رسیده است. نتایج در دوره پایه نشان داد که خروجی اقلیمی از دقت مناسبی برای شبیه‌سازی دمای بیشینه برخوردار می‌باشد، به‌طوری‌که مقدار شاخص خطای NRMSE به ۱۳/۰ درجه سلسیوس محدود شده است. علاوه‌براین، پیش بینی شرایط تنش گرمایی تحت سناریوهای اقلیمی در دوره‌های آتی حاکی از وجود روند افزایشی در سطح اطمینان 90 درصد در دمای بیشینه و تحت سناریوی اقلیمی SSP5-8.5 است. به‌طورکلی، براساس نتایج مشخص شد که استان‌های جنوبی و جنوب‌شرقی کشور (مانند خوزستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان) از بیشترین آسیب‌پذیری نسبت به افزایش فراوانی (تا ۶۵ درصد)، شدت (بیش از ۵۵ درجه سلسیوس) و تداوم (تا ۹ ماه) تنش گرمایی برخوردار می‌باشند. بنابراین با توجه به وقوع گرمایش جهانی در سال‌های اخیر و افزایش فراوانی در بروز تنش‌های گرمایی وارد بر محصولات زراعی، ضرورت توجه به این ریسک اقلیمی و برنامه‌ریزی برای اتخاذ راهکارهای سازگاری بیش از پیش احساس می‌شود. نتایج تحقیق حاضر می‌تواند در راستای برنامه‌ریزی برای مدیریت پایدار کشاورزی تحت تأثیر گرمایش جهانی مفید واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی توزیع مکانی بارش‌های روزانه تندری حدی فراگیر در محدوده دریاچه ارومیه</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_238118.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تحلیل الگوی مکانی بارش‌های روزانه تندری حدی ( مساوی و بیشتر از ۱۰ میلی‌متر) در محدوده دریاچه ارومیه طی دوره ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ است. برای این منظور، ابتدا داده‌های بارش روزانه ۱۶ ایستگاه هواشناسی گردآوری و با اعمال سه شرط هم‌زمانی رخداد، شدت حدی و گسترش فضایی، رویدادهای تندری فراگیر شناسایی شد. سپس، به‌منظور رفع محدودیت‌های درونیابی در سطح دریاچه، داده‌های ماهواره‌ای پرشین با قدرت تفکیک مکانی بالا 4 در 4 کیلومتر استخراج و برای همان روزهای منتخب پردازش گردید. در ادامه، جهت آشکارسازی الگوهای مکانی غالب، یک رویکرد آماری&amp;amp;ndash;مکانی ترکیبی شامل تحلیل چارک سوم و انحراف معیار داده‌های رستری اعمال شد و برای تبیین ساختار فضایی بارش‌ها، تحلیل مؤلفه‌های اصلی بر روی ماتریس هم‌تغییرپذیری داده‌های ماهواره‌ای انجام گرفت. نتایج نشان داد نواحی جنوب و جنوب‌غرب دریاچه بیشترین مقادیر بارش‌های تندری حدی و بخش‌های شرق، شمال‌شرق و به‌ویژه شمال دریاچه کمترین مقدار را دریافت می‌کنند. همچنین، رخدادهای تندری عمدتاً الگوی زمانی بهاره (مارس&amp;amp;ndash;می) و در مرتبه بعد زمستانه (دسامبر&amp;amp;ndash;فوریه) دارند. روش ترکیبی به‌کاررفته توانست ناهمگنی مکانی بارش‌های تندری و الگوهای غالب فراگیر را با دقت بیشتری نسبت به تحلیل صرف ایستگاه‌های زمینی آشکار سازد. دستاوردهای این مطالعه می‌تواند در پایش تغییرات اقلیمی منطقه، بهبود مدل‌های بارش و برنامه‌ریزی احیای دریاچه ارومیه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تغییرات فصلی دمای آب دریا در خلیج‌فارس</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_239399.html</link>
      <description>الگوهای زمانی - مکانی دما، یکی از کمیت‌های بسیار مهم در توصیف ساختار فیزیکی دریا‌ است. در این پژوهش با استفاده از داده‌های اطلس اقیانوسی جهانی (با علامت اختصار WOA2018) در هر m 10، به بررسی الگوهای فصلی و عمقی دما در خلیج‌فارس، در سه لایه با عمق صفر (لایه سطحی: SST_PG)، m 30 (لایه میانی: SMT_PG) و m 60 (لایه عمیق: SDT_PG) با استفاده از نرم‌افزار ODV، پرداخته شده است. نتایج بیانگر آن است که به طور کلی، از سطح تا عمق m 50، کمینه دما در زمستان و از عمق m 60 به بعد، کمینه دما در بهار رُخ می‌دهد. از سطح تا عمق m 30، بیشینه‌ی دما در تابستان و از عمق m 40 تا m 80، بیشینه‌ی دما در پاییز رُخ می‌دهد. در عمق m 90 نیز، بیشینه‌ی دما در زمستان رُخ می‌دهد. از طرفی، دمای سطحی (SST) در تمامی فصول از شرق به غرب خلیج فارس روند کاهشی دارد. SST، در تابستان به بیشینه‌ی دمای C˚32/34 می‌رسد و کمینه‌ی آن، مربوط به زمستان (C˚46/16) است. بیشینه‌ی SST، در جنوب شرقی در مجاورت قطر و امارات متحده عربی و شمال غربی (مجاورت بندر امام)، به دلیل عمق کم و تبادل اندک با آب تنگه هرمز، به صورت آب گرم و راکد رُخ می‌دهد. با افزایش عمق، ضمن کاهش دما، بازه تغییرات دما نیز کاهش می‌یابد؛ اما یک استثنا نیز وجود دارد؛ کمینه دما در فصل زمستان با افزایش عمق، افزایش دما را تجربه می‌کند؛ علت آن نیز سردتر بودن آب‌های سطحی در طی فصل سرد زمستان است. به عبارتی، در پاییز و زمستان، وارونگی دما قابل مشاهده است یعنی دما در سطح نسبت به لایه میانی و لایه عمقی سردتر است. در عمق m 60 متر، در تمامی فصول بیشینه دما در ابتدای خلیج فارس، در سمت تنگه هرمز مشاهده می‌شود که این دما مربوط به توده آب گرمِ خروجی خلیج‌فارس با نام PGW است. بیشینه دمای PGW در فصل پاییز با دمای C˚041/25 مشاهده شد؛ همچنین در مجاورت تنگه هرمز، گرادیان شدید دمایی در عمق m 60 متر، به‌خصوص در فصول تابستان و پاییز که دمای PGW بیشتر است نیز مشاهده می‌شود. با توجه به این‌که تشکیل PGW به میزان خنک‌شدگی و دمای لایه سطحی بستگی دارد، لذا فصل زمستان می‌تواند تشکیل PGW سرعت را بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد تحلیل طیفی برای تعیین بسامد غالب بارش روزانه در حوضه آبریز دریاچه ارومیه</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_240244.html</link>
      <description>شناخت رفتار بارش در بلندمدت به‌عنوان یکی از متغیرترین عناصر اقلیمی، نقش کلیدی در مدیریت منابع آب و کاهش آسیب‌پذیری بخش‌های کشاورزی و منابع طبیعی دارد. از آنجا که تغییرات زمانی و مکانی بارش می‌تواند پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی گسترده‌ای به همراه داشته باشد، به‌کارگیری روش‌های نوین مانند تحلیل طیفی برای شناسایی الگوها و چرخه‌های بارش ضرورت دارد. در این پژوهش، با استفاده از تحلیل طیفی، فرکانس‌های غالب بارش روزانه در حوضه آبریز دریاچه ارومیه بررسی شد. داده‌های روزانه 11 ایستگاه منتخب در این حوضه برای یک دوره آماری حداقل بیست ‌ساله (1970 تا 2022) تحلیل و به صورت جزئی‌تر در سه ایستگاه تبریز، کهریز و مهاباد (دارای پراکندگی مناسب در اطراف دریاچه ارومیه) رفتار بارشی در سه وضعیت نرمال، خشکسالی و ترسالی به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل طیفی با استفاده از سری فوریه است که بر روی داده‌های بارش روزانه 11 ایستگاه منتخب با دوره آماری حداقل 20 سال اعمال شد. داده‌ها پس از گردآوری از سازمان هواشناسی، کنترل کیفی و انتخاب سال‌های تر و خشک بر اساس شاخص SPI، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد چرخه‌های سالانه و نیم‌سالانه در بیشتر ایستگاه‌ها نقش اصلی را در توزیع زمانی بارش دارند، اما شدت و پایداری آن‌ها بسته به موقعیت جغرافیایی متفاوت است. در شرایط نرمال، ایستگاه‌ها بارش‌های منظم و متمرکز دارند، در حالی که در خشکسالی چرخه‌ها پراکنده و تضعیف می‌شوند و در ترسالی چرخه‌های بلندمدت با دامنه قوی‌تر ظاهر شده و انسجام بارش افزایش می‌یابد. بررسی دوره‌های بازگشت نشان داد که خشکسالی در اکثر 11 ایستگاه به‌صورت سالانه تکرار می‌شود، در حالی که ترسالی‌ها دارای الگوی زمانی متنوع‌تری هستند و می‌توانند حتی در بازه‌های کوتاه چندروزه نیز ظاهر شوند. این تفاوت در توزیع زمانی، به‌ویژه در ایستگاه‌هایی که چرخه‌های کوتاه‌تر دارند، نشانه‌ای از اقلیم ناپایدارتر و حساسیت بیشتر به تغییرات اقلیمی است. نتایج این مطالعه بر ضرورت مدیریت منابع آب متناسب با ویژگی‌های فرکانسی هر ناحیه تأکید دارد و نشان می‌دهد که تحلیل طیفی می‌تواند به عنوان ابزار تصمیم‌یار در طراحی استراتژی‌های مقابله با خشکسالی و بهینه‌سازی ذخیره‌سازی آب به‌کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی ریاضی برای پیش‌بینی یک‌روزه دمای هوا بر اساس پارامترهای جوی: مطالعه موردی استان گیلان</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_243002.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، توسعه، پیاده‌سازی و ارزیابی مجموعه‌ای از مدل‌های پیش‌بینی بر پایه روابط ریاضی به‌منظور برآورد دمای کمینه و بیشینه روزانه در استان گیلان بود. به این منظور، داده‌های روزانه مربوط به ۱۰ ایستگاه هواشناسی منتخب در سطح استان، طی دوره زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ گردآوری شد. پس از انجام کنترل کیفی داده‌ها، تحلیل همبستگی میان پارامترهای جوی مختلف صورت گرفت تا متغیرهای مؤثر بر تغییرات دمایی شناسایی شوند. بر اساس نتایج این تحلیل، برای پیش‌بینی هر یک از دمای کمینه و بیشینه روزانه، در مجموع ۱۱ الگوی ریاضی شامل روابط خطی، چندجمله‌ای، نمایی، توانی و لگاریتمی توسعه داده شد. در ادامه، به‌منظور ارزیابی کارایی این الگوها، عملکرد آن‌ها با نتایج حاصل از مدل‌های شبکه عصبی مصنوعی مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که در میان پارامترهای جوی بررسی‌شده، دمای روز قبل بیشترین میزان وابستگی و تأثیر را بر دمای روز آینده دارد. همچنین، مقایسه شاخص‌های ارزیابی بیانگر آن است که الگوهای ریاضی و شبکه‌های عصبی مصنوعی در پیش‌بینی کوتاه‌مدت دما از دقت نسبتاً مشابه و قابل قبولی برخوردار هستند. با توجه به سادگی ساختاری، شفافیت روابط، نیاز کمتر به داده‌های آموزشی و ثبات عملکرد، الگوهای ریاضی می‌توانند به‌عنوان ابزاری کارآمد و قابل اتکا در پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت دما مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، تعمیم نتایج این پژوهش به بازه‌های زمانی بلندمدت‌ یا مناطق با شرایط اقلیمی متفاوت، نیازمند انجام مطالعات تکمیلی و بررسی‌های گسترده‌تر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Decoding the Direction and Magnitude of Wind Speed Trends Using Multiple Statistical Approaches</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_245269.html</link>
      <description>Analyzing wind speed trends provides valuable insights into regional climate dynamics, atmospheric circulation changes, and their impacts on environmental and energy systems. This study investigates the temporal trends of monthly and annual wind speed in the Darreh Dozdan River basin, located in Lorestan Province, Iran, using a 25-year dataset (1998&amp;amp;ndash;2022) from the Kuhdasht synoptic station. Both parametric (linear regression and Pearson correlation coefficient) and nonparametric (Mann&amp;amp;ndash;Kendall test and Sen&amp;amp;rsquo;s slope estimator) methods were applied to detect and quantify wind speed trends. The Mann&amp;amp;ndash;Kendall test showed that all months had positive and statistically significant Z values greater than +1.96, confirming a persistent upward trend in wind speed. The strongest increases occurred in June, August, and September (Z = 4.27&amp;amp;ndash;4.86), reflecting intensified wind activity during the warmer months. The Sen&amp;amp;rsquo;s slope and linear regression analyses revealed the largest increases in wind speed during February (0.12 m/s per year) and March (0.14 m/s per year), indicating that wind speeds rose most rapidly in late winter and early spring, while the annual results from both methods confirmed a steady increase in average wind speed of 0.08 m/s per year. Pearson correlation coefficients showed significant positive relationships (r &amp;amp;gt; 0.6 for all months), with the strongest correlations in June, August, and September (r &amp;amp;gt; 0.8), confirming a highly consistent and stable upward trend during these months. All four analytical methods converged on the conclusion that wind speed had increased in a statistically significant and persistent manner, differing only in which months exhibited the steepest or most stable growth, thereby providing a comprehensive and robust confirmation of wind intensification in the Darreh Dozdan River basin. These findings highlight the importance of accounting for increasing wind intensity in future regional climate assessments, water resource management, and land-use planning within the basin.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همزمانی کاهش بارش و تشدید بیشینه بارش روزانه در ایران و برآورد دوره‌های بازگشت فرین‌های بارشی با توزیع فرین تعمیم‌یافته (GEV)</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_245400.html</link>
      <description>بررسی دقیق الگوهای بارش روزانه در مواجهه با تغییر اقلیم ضروری است. این پژوهش با هدف تحلیل رفتار بارش روزانه و رخدادهای فرین، داده‌های ۱۷۵ ایستگاه هواشناسی همدیدی ایران را طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ بررسی می‌کند. نتایج نشان‌دهنده گرادیان شدید بارشی تحت تأثیر عرض جغرافیایی و توپوگرافی است. بررسی روندها حاکی از گسترش شرایط خشکسالی و کاهش معنادار بارش در بیش از ۶۳ درصد از ایستگاه‌های کشور است. با این وجود، بین متغیرهای مختلف بارش واگرایی قابل‌توجهی دیده شد؛ درحالی‌که فراوانی روزهای بارانی کاهش یافته، بیشینه بارش روزانه در حدود ۵۹ درصد از ایستگاه‌ها دارای روند افزایشی است. این تغییر فاز و تمرکز زمانی بارش، از نظر ترمودینامیکی با رابطه کلازیوس-کلاپیرون (Clausius-Clapeyron) انطباق دارد؛ به این معنا که افزایش ظرفیت رطوبتی جو در اثر گرمایش، منجر به تخلیه حجم عظیمی از بارش در زمان کوتاه و رخداد سیلاب‌های ویرانگر (نظیر بارش‌های بی‌سابقه 1404 کیش) می‌شود. همچنین در بخش وسیعی از کشور، همزمانی کاهش بارش و روزهای بارانی، تشدید پدیده خشک‌تر شدن مناطق خشک (Dry-gets-Drier) را تأیید می‌کند. مدل‌سازی رخدادهای فرین روزانه بر پایه توزیع مقادیر فرین تعمیم‌یافته (GEV)، ناهمگنی شدیدی را در رژیم بارشی کشور نشان می‌دهد. در دامنه‌های زاگرس جنوبی، فرارفت رطوبت و آزادسازی انرژی همرفتی، منجر به شکل‌گیری توزیع آماری با چولگی مثبت (رفتار مجانبی فرشه) شده که خطر رخداد بارش‌های فراتر از نرمال را به‌شدت افزایش می‌دهد. برآوردهای مدل نشان می‌دهد میانگین پهنه‌ای بیشینه بارش روزانه از ۲۰ میلی‌متر در دوره بازگشت ۲ ساله، به ۷۰ میلی‌متر در دوره ۱۰۰ ساله می‌رسد. در نقطه مقابل، فلات مرکزی با تبعیت از توزیع وایبول، کران بالای محدودتری دارد. در نهایت، جایگزینی بارش‌های متوازن با رخدادهای رگباری فرین، چرخه آب کشور را دچار بی‌نظمی کرده و در این شرایط بازنگری فوری زیرساخت‌های مدیریت ریسک سیلاب ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سناریوهای اقلیمی و بهره‌وری آب گندم در استان خراسان رضوی با رویکرد پایداری</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_245798.html</link>
      <description>Climate change, as one of the major challenges of the 21st century, has widespread impacts on agricultural production and food security. In this study, LARS-WG 8 models were used to generate climate data and AquaCrop 7.1 to simulate wheat yield in Khorasan Razavi Province. the effects of different greenhouse gas emission scenarios (SSP1-2.6, SSP2-4.5, and SSP5-8.5) were assessed towards 2040. The results showed that the LARS WG model performs reasonably well in generating average precipitation and temperature, but shows limitations in representing temperature variability and fluctuations. According to the results the average temperature at Sabzevar, Quchan, and Torbat-e Jam stations will increase the most in the SSP5-8.5 scenario; for example, the average temperature in Quchan will increase from 12.7 degrees in the period 2010-2024 to 14.1&amp;amp;deg;C in SSP5-8.5. Future precipitation is expected to increase by 11&amp;amp;ndash;38 %, while reference evapotranspiration (ET0) may decline by 8&amp;amp;ndash;32%. The average grain yield of wheat in Khorasan Razavi Province is projected to increase by about 7 to 13% across scenarios. Water productivity (WP) has also projected to rise from 1.7 in 2023 to 1.9 and 2.0 under different scenarios.The findings of this study indicate that climate change in the 2040 horizon could, under some conditions, lead to increased yield and water productivity of wheat in Khorasan Razavi Province. However, these increases will only be sustainable if they are accompanied by smart water resource management, selection of resistant varieties, and adaptive policies to address the risks of warming, changing rainfall patterns, and the spread of pests and diseases. Therefore, although the short-term results are promising, from a sustainability perspective, a comprehensive and forward-looking approach is required to ensure food security and agricultural resilience in the region.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مکانی بارش‌های روزانه آذربایجان غربی براساس طبقه‌بندی صدکی و روش‌های زمین‌آماری</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_246302.html</link>
      <description>بارش‌های روزانه به‌ویژه رخدادهای شدید و حدی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بروز مخاطرات هیدرولوژیکی به‌ویژه در مناطق کوهستانی دارند. با این حال، اتکای صرف به شاخص‌های مبتنی بر میانگین یا آستانه‌های ثابت، قادر به نمایش کامل رفتار واقعی این رخدادها نیست. هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی مکانی بارش‌های روزانه استان آذربایجان غربی بر اساس طبقه‌بندی صدکی و کاربرد روش‌های زمین‌آماری است. بدین منظور، داده‌های بارش روزانه 17 ایستگاه هواشناسی طی دوره 2004 تا 2024 پس از حذف مقادیر کمتر از یک میلی‌متر بررسی و در چهار طبقه شامل حداقل تا میانگین، میانگین تا صدک 75، صدک 75 تا 90 و صدک 90 تا 100 طبقه‌بندی شدند. سپس با استفاده از ابزارهای زمین‌آماری شامل هیستوگرام، نمودارهای چندک-چندک، تحلیل روند، شاخص خودهمبستگی مکانی موران و روش‌های مختلف کریجینگ، ساختار مکانی بارش‌ها ارزیابی گردید. نتایج نشان داد تمامی طبقات صدکی دارای توزیع غیرنرمال و روندهای مکانی غیرخطی هستند. همچنین شاخص موران وجود الگوی خوشه‌ای معنی‌دار را در همه طبقات تأیید کرد. بررسی نقشه‌های درونیابی نشان داد با افزایش شدت بارش، وابستگی مکانی کاهش یافته و الگوی توزیع بارش‌ها از حالت نسبتاً پیوسته به الگوهای ناهمگن و موضعی تغییر می‌کند؛ به‌طوری‌که بارش‌های صدک 90 تا 100 بیشترین ناهمگنی مکانی را نشان دادند. این رویکرد امکان شناخت دقیق‌تر رفتار مکانی بارش‌های روزانه و کاربرد آن در مدیریت سیلاب و برنامه‌ریزی منابع آب را فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی روش‌های تخمین تبخیرتعرق گیاه مرجع (مطالعه موردی: استان خوزستان)</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_246436.html</link>
      <description>تخمین میزان دقیق مقدار تبخیرتعرق گیاه مرجع در برنامه‌ریزی آبیاری و تعیین دور آبیاری از اهمیت فراوانی برخوردار است. هدف از این پژوهش، مقایسه و ارزیابی چهارده روش مختلف تخمین تبخیرتعرق گیاه مرجع در سه دسته کلی مبتنی بر دما(هارگریوزسامانی، بلانی-کریدل،لیناکر و اسچندل)، تابش(پرستلی-تیلور،مک کینگ، تورک،جنسن &amp;amp;ndash;هیز و ایرماک) و انتقال جرم(مییر،دالتون،ترابرت، WMO و آلبرچت) در هشت ایستگاه مطالعاتی از سال 2007 تا ٢٠23 در استان خوزستان می‌باشد. نتایج این روش‌ها با نتایج حاصل از روش، فائو پنمن مانتیث، مقایسه گردید. ارزیابی عملکرد روش‌های مختلف با آماره‌های R2 ، RMSEوMBE صورت گرفت. نتایج نشان داد که در اکثر ایستگاه‌های مطالعاتی، در بین روش‌های مبتنی بر دما، روش لیناکر با R2 بین747/0 تا954/0 بهترین عملکرد و روش هارگریوز باR2 7/0تا91/0 بدترین عملکرد را ارائه داد. در بین روش‌های مبتنی بر تابش خورشید، روش جنسن -هیز با R2 بین723/0 تا936/0 بهترین عملکرد و روش پرستلی-تیلور باR2 27/0تا75/0 بدترین عملکرد را ارائه داد.در بین روش‌های مبتنی بر انتقال جرم،روش آلبرچت ب با R2 بین6/0 تا968/0در 75 درصد ایستگاه‌ها(شش ایستگاه)، روش دالتون با R2 982/0در ایستگاه ایذه و روش WMO با R2 967/0 در ایستگاه شوشتر بهترین عملکرد را داشتند. روش مییر در همه ایستگاه‌ها با R2 6/0تا9/0عملکرد ضعیف‌تری داشت. به پژوهشگران توصیه می‌شود که در صورت عدم دسترسی به اطلاعات کافی برای محاسبه تبخیرتعرق با روش مرجع فائو پنمن مانتیث (PMF-56)، از روش‌های یاد شده که بهترین نتایج را در ایستگاه‌های مطالعاتی در استان خوزستان داشتند،استفاده‌نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی دقت مدل‌های پیش‌بینی موج در مناطق کم‌داده مانند دریای عمان</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_246521.html</link>
      <description>پیش‌بینی دقیق امواج دریایی نقش حیاتی در ایمنی حمل‌ونقل دریایی، مدیریت بندری، و هشدارهای مخاطره‌آمیز ایفا می‌کند. با این حال، در مناطقی مانند دریای عمان که با کمبود داده‌های میدانی مواجه‌اند، اعتبارسنجی و بهینه‌سازی مدل‌های عددی پیش‌بینی موج با چالش‌های جدی روبه‌روست. این پژوهش با هدف ارزیابی دقت مدل‌های عددی رایج در پیش‌بینی ارتفاع و دوره موج در شرایط کم‌داده، به بررسی عملکرد مدل WAVEWATCH III در دریای عمان پرداخته است.در این مطالعه، داده‌های ورودی مدل شامل بادهای سطحی از منابع جهانی (ECMWF) و اطلاعات bathymetry منطقه‌ای بوده و خروجی‌های مدل با داده‌های ماهواره‌ای و معدود ایستگاه‌های بویه‌ای موجود مقایسه شده‌اند. معیارهای آماری مانند RMSE، BIAS و Scatter Index برای سنجش دقت مدل به‌کار گرفته شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که مدل مذکور در شرایط عادی عملکرد قابل قبولی دارد، اما در رخدادهای شدید جوی (مانند طوفان‌های موسمی) دقت آن به‌طور محسوسی کاهش می‌یابد. همچنین، کیفیت داده‌های باد ورودی تأثیر مستقیم بر خروجی مدل دارد.یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در مناطق کم‌داده، استفاده ترکیبی از داده‌های ماهواره‌ای، مدل‌سازی عددی، و روش‌های آماری تصحیح خطا می‌تواند به بهبود پیش‌بینی موج کمک کند. این نتایج برای نهادهای دریایی، مدیران بندری، و سیاست‌گذاران حوزه ایمنی دریایی در ایران و منطقه خلیج فارس اهمیت دارد و ضرورت توسعه زیرساخت‌های داده‌ای و سامانه‌های هشدار سریع را برجسته می‌سازد. پژوهش حاضر همچنین مسیرهایی برای ارتقاء مدل‌سازی عددی در مناطق مشابه پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پس پردازش برونداد مدل WRF برای پیش بینی بارش روزانه با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی(مطالعه موردی: استان آذربایجان شرقی)</title>
      <link>https://nivar.irimo.ir/article_246998.html</link>
      <description>رخداد بارش به متغیرهای هواشناسی زیادی وابسته است و سبب پیچیدگی پیش بینی بارش می شود یکی از روش ها جهت افزایش دقت پیش بینی استفاده از مدل های شبکه عصبی مصنوعی(ANN) است که به طور مستقیم برای پیش بینی بارش و یا پس پردازش برونداد مدل های عددی پیش بینی وضع هوا استفاده می‌شود. در این مقاله متغیرهای هواشناسی از برونداد مدل عددی WRF استخراج و برای بهبود پیش بینی بارش ساعتی و روزانه از مدل شبکه عصبی مصنوعی برای پس پردازش برونداد مدل WRF استفاده گردید. متغیرهای هواشناسی که طی دوره آماری سه ساله (2023-2021) به صورت ساعتی از برونداد مدل WRF گرفته شده، شامل بارش، نقطه شبنم، میانگین فشار سطح دریا، رطوبت و دمای دومتری و سرعت باد است. این متغیرها در برد‌های پیش‌بینی 6، 12، 18، 24، 48 و 72 ساعته تقسیم‌بندی و هر بردی پیش‌بینی به طور جدا به عنوان ورودی برای هر ایستگاه به مدل شبکه عصبی مصنوعی داده شد. شبکه عصبی مصنوعی مورد استفاده یک پرسپترون چندلایه (MLP) با یک لایه‌ی پنهان و تابع فعال ساز سیگموئید است. بارش‌های مشاهداتی 6 ساعته برای هر ایستگاه به عنوان خروجی مدل شبکه عصبی مصنوعی استفاده شد. مدل روی 16 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک استان آذربایجان شرقی اجرا گردید. در هر بار اجرای مدل شبکه عصبی مصنوعی، عملکرد مدل با شاخص‌های آماری میانگین توان دوم خطا (MSE) و ضریب همبستگی پیرسن(R) سنجیده شد. نتایج نشان داد که عملکرد مدل WRF پس از اعمال شبکه عصبی مصنوعی روی برونداد مدل برای شاخص MSE بین 36 تا 92 درصد برای ایستگاه‌های مورد نظر بهبود یافت. همچنین شاخص همبستگی R برای کل ایستگاهها به طور متوسط 85/0 درصد بوده است. همچنین نمودارهای خطای روزانه 95 درصد مدل‌ها نشان داد که در تمام ایستگاهها خطای روزانه مدل اصلاح شده نسبت به مدل WRF به صفر نزدیک‌تر و تغییرات یا واریانس خطا بسیار کمتر است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
